تیپ‌‌‌بندی نوع سوم

Figure 1. Laugier, Marc-Antoine, 1753. Essai sur l’architecture. engraving by Charles Eisen, primitive hut with allegorical figure of Architecture. Copyright: Artstor.

۱. The Third Typology
۲. Anthony Vidler
۳. rationalist
۴. Enlightenment
۵. Abbé Laugier
۶. primitive hut
۷. Le Corbusier
۸. Aldo Rossi
۹. institution: این واژه هم به معنی نهادها و موسسات مدنی است (مثلاً: نظام اداری، نظام آموزشی، نظام درمانی، نظام ایدئولوژیک) و هم می‌تواند به یک عضو از این نهادهای مدنی اشاره کند (مثلاً: شهرداری یک شهر، یک دانشگاه، یک بیمارستان، یک کلیسا). علاوه بر این، واژه institution همزمان می‌تواند به قوانین عرفی و رسومات تحت حمایت یا ناشی از این نهادهای مدنی اشاره کند. نکته‌ای که خواننده باید بدان توجه کند این است که این واژه در متن اصلی می‌تواند همزمان ترکیبی از این معانی را داشته باشد، ولی در ترجمه‌‌‌ی فارسی نمی‌توان از کلمه‌‌‌ای واحد برای انتقال همه‌‌‌ی این معانی استفاده کرد. مثلاً در این بخش از متن، به تغییراتی اشاره می‌شود که آلدو روسی با طراحی متفاوت ساختمان نهادهای مدنی (مثلاً ساختمان یک شهرداری) در بافت شهر قرن هجدهمی و همچنین معماری مرسوم آن زمان و حتی درک روابط موجود در میان نهادهای مدنی شهر ایجاد کرده است. (مترجم)
۱۰. [Leon and Rob] Krier
۱۱. re-composition
۱۲. romanticism
۱۳. townscape
۱۴. strip-city
۱۵. urbanism
۱۶. Modern Movement
۱۷. paradigm
۱۸. early Modern Movement
۱۹. analogy
۲۰. nature of the machine
۲۱. Object: در فارسی معمولاً «شئ» ترجمه می‌شود، ولی منظور از آن الزاماً یک شئ فیزیکی نیست. بنابراین در متن گاهی به جای این واژه از «شئ» و گاهی از «ابژه» و گاهی به فراخور متن از معادل‌های دیگری استفاده شده است. م-
۲۲. law of the selection of the fittest
۲۳. quasi-Darwinian
۲۴. house-type
۲۵. site
۲۶. institutional typologies: مراد تیپ‌‌‌شناسی و تیپ‌‌‌بندی ناشی از نهادهای مدنی (مثلاً شهرداری، دادگستری، کلیسا یا …). و معماری مربوط به این نهادهاست. همچنین توجه کنید به توضیحات پانویس ۷ درباره‌‌‌ی واژه‌‌‌ی institution. م-
۲۷. institutional type-forms اشاره به فرم‌های تیپ‌شده‌ای که ناشی از نهادهای مدنی‌‌‌اند یا استفاده از آن‌ها در ساختمان‌‌‌های این نهادها مرسوم است. همچنین توجه کنید به توضیحات پانویس ۲۶. م-
۲۸. ontology of the city
۲۹. social utopian
۳۰. progressively positivist
۳۱. society
۳۲. Victor Hugo
۳۳. social book
۳۴. art for art’s sake
۳۵. institutional forms اشاره به فرم‌‌‌هایی که ناشی از نهادهای مدنی است یا تحت حمایت این نهادها قرار دارد یا به‌‌‌کارگیری آن‌ها در ساختمان‌‌‌های این نهادها مرسوم است. همچنین توجه کنید به توضیحات پانویس ۲۵، ۲۴ و ۷. م-
۳۶. spatial and institutional forms توجه کنید به توضیحات پانویس قبل و اشارات آن. م-
۳۷. City Hall
۳۸. Trieste
۳۹. Aldo Rossi
۴۰. [Giovanni Battista] Piranesi
۴۱. materialist
۴۲. dialectic
۴۳. institutional form توجه کنید به توضیحات پانویس ۳۴ و اشارات آن. م-
۴۴. zoning
۴۵. Eden: باغ عدن که در کتب مقدس به بهشت بر روی زمین تشبیه شده است. م-
۴۶. utopians
۴۷. nostalgia
۴۸. eclecticism
۴۹. individualists

 

 

 

تیپ‌‌‌بندی نوع سوم1

آنتونی ویدلر2

ترجمه: الیاس کهنسال


Figure 1. Laugier, Marc-Antoine, 1753. Essai sur l’architecture. engraving by Charles Eisen, primitive hut with allegorical figure of Architecture. Copyright: Artstor.

از اواسط قرن هجدهم، دو نوع تیپ‌‌‌بندی متفاوت در تولید معماری فراگیر بوده‌‌‌اند.
نوع اول، که برگرفته از فلسفه عقلگرای3 عصر روشنگری4 بود و در ابتدا ابه لوژیه5 فرمول‌‌‌بندی‌‌‌اش کرد، معتقد بود که در مدل کلبه‌‌‌ی بدوی6 می‌توان مبنا و پایه‌‌‌ای طبیعی برای طراحی پیدا کرد. نوع دوم، که از نیاز به مواجهه با مسئله‌‌‌ی تولید انبوه در اواخر قرن نوزدهم سر بر آورده بود و لوکوربوزیه7 به واضح‌‌‌ترین شکل ممکن بیانش کرد، معتقد بود که مدل طراحی معماری باید در خود فرایند تولید پیدا شود. هر دوی این تیپ‌‌‌بندی‌‌‌ها در این اعتقاد راسخ بودند که علم عقلانی و سپس تولید تکنولوژیک تجسم پیشروترین «فرم»های زمانه بودند و ماموریت معماری به عنوان عامل پیشرفت پیروی و شاید حتی تسلط بر این فرم‌‌‌ها بود.

اکنون، همزمان با زیر سوال رفتن پیش‌‌‌فرض‌‌‌های جنبش مدرن، علاقه‌‌‌ای تازه به فرم‌‌‌ها و بافت شهرهای پیشاصنعتی به وجود آمده است که دوباره موضوع تیپ‌‌‌بندی در معماری را مطرح می‌‌‌کند. از تغییر و تحولات آلدو روسی8 در ساختارهای فرمی و نهادهای مدنی9 رایج در شهر قرن هجدهمی گرفته تا اسکیس‌‌‌های برادران [لئون و راب] کریر10 که تیپ‌‌‌های ابتدائی فلاسفه‌‌‌ی عصر روشنگری را یادآوری می‌‌‌کردند، نمونه‌‌‌های‌‌‌اند که به‌‌‌سرعت تکثیر می‌‌‌شوند و از ظهور نوع سوم جدیدی از تیپ‌‌‌بندی حکایت دارند.

می‌توان گفت که خصلت بنیادین نوع سوم تیپ‌‌‌بندی این است که نه از طبیعت انتزاعی و نه آرمانشهر تکنولوژیک بلکه از شهر سنتی طرفداری می‌‌‌کند و آن را مسئله‌‌‌ی کانونی خود می‌‌‌داند. یعنی شهر لوازم دسته‌‌‌بندی را مهیا می‌‌‌کند و فرمِ مصنوعات آن مبنایی برای کمپوزیسیون مجدد11 فراهم می‌‌‌آورند. این نوع سوم تیپ‌‌‌بندی هم مثل دو نوع قبل به وضوح مبتنی بر دو اصل راهنمای عقل و دسته‌‌‌بندی است و از این رو با رمانتیسیسم12 معاصر موجود در ایده‌‌‌های «منظر شهر13» و «شهر نواری14»، که از دهه‌‌‌ی پنجاه به عنوان جایگزین‌‌‌هایی برای شهرسازی15 جنبش مدرن16 مطرح شده‌‌‌اند، تفاوت چشمگیری دارد.


Figure 2. Rossi, Aldo, 1977. Urban fragment. © Eredi Aldo Rossi.

با این حال، موشکافی دقیق‌‌‌تر نشان می‌‌‌دهد که ایده‌‌‌ی تیپ در ذهن عقلگرایان قرن هجدهمی و ایده‌‌‌ی مدرنیست‌‌‌های اولیه از دو نوع بسیار متفاوت بوده و تیپ‌‌‌بندی نوع سوم که اکنون در حال ظهور است با هر دوی آن‌ها تفاوتی رادیکال دارد.
«کلبه‌‌‌ی بدوی» مشهور لوژیه، که پارادایم17 تیپ‌‌‌بندی نوع اول است، مبتنی بر اعتقاد به نظم عقلانی طبیعت بود؛ ریشه‌‌‌ی همه‌‌‌ی المان‌‌‌های معماری طبیعی بود؛ زنجیره‌‌‌ای که ستون را به کلبه و به شهر متصل می‌‌‌کرد شبیه زنجیره‌‌‌ای بود که جهان طبیعی را به هم متصل می‌‌‌کرد و اشکال هندسی اصلی‌‌‌ رایج در ترکیب تیپ-المان‌‌‌ها نمایانگر فرم‌‌‌های نهفته در زیر سطح ظاهری طبیعت تلقی می‌‌‌شدند.

با اینکه جنبش مدرن اولیه18 هم به طبیعت رجوع کرد، اما ‌‌‌طبیعت برای آن‌ها بیش از اینکه بنیانی هستی‌‌‌شناختی باشد نوعی استعاره19 بود که مخصوصاً به طبیعت درحال توسعه‌‌‌ی ماشین20 دلالت داشت. نوع دوم تیپ‌‌‌بندی اکنون معادل با تیپ‌‌‌بندی ابژه21های تولید انبوه بود (که خود آن‌ها تابع نوعی قانون انتخاب اصلح22 شبه‌داروینی23 بودند). ارتباط بین ستون، خانه-تیپ24 و شهر تعریف شده بود شبیه هرم تولیدی تلقی می‌‌‌شد که از کوچک‌‌‌ترین ابزارها تا پیچیده‌‌‌ترین ماشین‌‌‌ها را در برمی‌‌‌گرفت و فرم‌‌‌های هندسی اصلی معماری جدید مناسب‌‌‌ترین فرم برای تولید ماشینی تصور می‌‌‌شدند.



A Different Kind of Architectural Drawing: Léon Krier's Sketches


A Different Kind of Architectural Drawing: Léon Krier's Sketches

از اواسط قرن هجدهم، دو نوع تیپ‌‌‌بندی متفاوت در تولید معماری فراگیر بوده‌‌‌اند.
نوع اول، که برگرفته از فلسفه عقلگرای3 عصر روشنگری4 بود و در ابتدا ابه لوژیه5 فرمول‌‌‌بندی‌‌‌اش کرد، معتقد بود که در مدل کلبه‌‌‌ی بدوی6 می‌توان مبنا و پایه‌‌‌ای طبیعی برای طراحی پیدا کرد. نوع دوم، که از نیاز به مواجهه با مسئله‌‌‌ی تولید انبوه در اواخر قرن نوزدهم سر بر آورده بود و لوکوربوزیه7 به واضح‌‌‌ترین شکل ممکن بیانش کرد، معتقد بود که مدل طراحی معماری باید در خود فرایند تولید پیدا شود. هر دوی این تیپ‌‌‌بندی‌‌‌ها در این اعتقاد راسخ بودند که علم عقلانی و سپس تولید تکنولوژیک تجسم پیشروترین «فرم»های زمانه بودند و ماموریت معماری به عنوان عامل پیشرفت پیروی و شاید حتی تسلط بر این فرم‌‌‌ها بود.

اکنون، همزمان با زیر سوال رفتن پیش‌‌‌فرض‌‌‌های جنبش مدرن، علاقه‌‌‌ای تازه به فرم‌‌‌ها و بافت شهرهای پیشاصنعتی به وجود آمده است که دوباره موضوع تیپ‌‌‌بندی در معماری را مطرح می‌‌‌کند. از تغییر و تحولات آلدو روسی8 در ساختارهای فرمی و نهادهای مدنی9 رایج در شهر قرن هجدهمی گرفته تا اسکیس‌‌‌های برادران [لئون و راب] کریر10 که تیپ‌‌‌های ابتدائی فلاسفه‌‌‌ی عصر روشنگری را یادآوری می‌‌‌کردند، نمونه‌‌‌های‌‌‌اند که به‌‌‌سرعت تکثیر می‌‌‌شوند و از ظهور نوع سوم جدیدی از تیپ‌‌‌بندی حکایت دارند.

می‌توان گفت که خصلت بنیادین نوع سوم تیپ‌‌‌بندی این است که نه از طبیعت انتزاعی و نه آرمانشهر تکنولوژیک بلکه از شهر سنتی طرفداری می‌‌‌کند و آن را مسئله‌‌‌ی کانونی خود می‌‌‌داند. یعنی شهر لوازم دسته‌‌‌بندی را مهیا می‌‌‌کند و فرمِ مصنوعات آن مبنایی برای کمپوزیسیون مجدد11 فراهم می‌‌‌آورند. این نوع سوم تیپ‌‌‌بندی هم مثل دو نوع قبل به وضوح مبتنی بر دو اصل راهنمای عقل و دسته‌‌‌بندی است و از این رو با رمانتیسیسم12 معاصر موجود در ایده‌‌‌های «منظر شهر13» و «شهر نواری14»، که از دهه‌‌‌ی پنجاه به عنوان جایگزین‌‌‌هایی برای شهرسازی15 جنبش مدرن16 مطرح شده‌‌‌اند، تفاوت چشمگیری دارد.


Figure 3. Rossi, Aldo, 1992. Competition for the Darsena of Venice. © Eredi Aldo Rossi.

در این دو نوع تیپ‌‌‌بندی، معماری، که ساخته‌‌‌ی انسان بود، با «طبیعت» دیگری خارج از خود معماری مقایسه می‌‌‌شد و از آن مشروعیت می‌‌‌گرفت. با این حال، در تیپ‌‌‌بندی نوع سوم، آن‌‌‌گونه که در کارهای عقلگرایان جدید نمود یافت، چنین تلاشی برای اعتباربخشی وجود ندارد. ستون‌‌‌ها، خانه‌‌‌ها و فضاهای شهری، در حالی که با یک زنجیره‌‌‌ی پیوستار ناگسستنی به هم متصل‌‌‌اند، فقط به طبیعت خودشان در نقش المان‌‌‌های معماری دلالت دارند و هندسه‌‌‌های آن‌ها نه علمی است و نه تکنیکی، بلکه ذاتاً معمارانه است. واضح است که طبیعتی که این طراحی‌‌‌های اخیر به آن دلالت دارند صرفاً طبیعت خود شهر است که از محتوای اجتماعی مخصوص به هر زمان مشخصی تهی شده و مجال یافته تا صرفاً از وضعیت فرمی خودش سخن بگوید.

این مفهوم شهر به منزله‌‌‌ی سایت25 یک تیپ‌‌‌بندی جدید آشکارا زاده‌‌‌ی تمایلی است که در ضدیت با چندپارگی حاصل از تیپ‌‌‌بندی‌‌‌های عنصرگرا، نهادی26 و مکانیکی اخیر بر پیوستار فرم و تاریخ تاکید دارد. شهر کل منسجمی فرض ‌می‌شود که گذشته و حال آن در ساختار فیزیکی‌‌‌اش نمایان ‌می‌شود. شهر به خودی خود یک تیپ‌‌‌بندی جدید از خودش است. این تیپ‌‌‌بندی نه از عناصر جداگانه ساخته شده است و نه از سرهم‌‌‌بندی ابژه‌هایی که بر اساس عملکرد، ایدئولوژی اجتماعی یا خصوصیات تکنیکی دسته‌‌‌بندی شده‌‌‌اند: شهر کامل و آماده است تا به قطعات تشکیل‌‌‌دهنده‌‌‌اش تجزیه شود. این قطعات نه تیپ-فرم‌‌‌های نهادی27 را بازآفرینی می‌‌‌کنند و نه فرم‌‌‌های تیپ‌‌‌بندی‌‌‌شده‌‌‌ی گذشته را تکرار می‌‌‌کنند: آن‌ها بر اساس معیارهایی انتخاب و دوباره سرهم‌‌‌بندی می‌‌‌شوند که ناشی از سه سطح معنایی‌‌‌اند– سطح اول، میراث معانی‌‌‌ای است‌‌‌ که هستی پیشین فرم‌‌‌ها به آن‌ها اطلاق می‌‌‌کند؛ سطح دوم، معنی ناشی از انتخاب آن قطعه‌‌‌ی خاص و مرزهای آن است که در بسیاری اوقات از مرزهای تیپ‌‌‌های قبلی عبور می‌‌‌کند؛ سطح سوم، معنایی است که کمپوزیسیون مجدد این قطعات در بستری جدید مطرح می‌‌‌کند.


Figure 4. Krier, L., 2009. Drawing for architecture. MIT Press.

این نوع از «هستی‌‌‌شناسیِ شهر28» واقعاً رادیکال است. این تفکر نافی همه‌‌‌ی تعاریف آرمانشهرگرای اجتماعی29 و پوزیتیویستی پیشرو30 از معماری در دویست‌‌‌سال گذشته است. معماری دیگر قلمرویی نیست که باید حتماً با یک «جامعه‌‌‌ی31» فرضی ارتباط یابد تا درک و دریافت شود؛ جمله‌‌‌ی «معماری تاریخ را می‌‌‌نویسد» در معنای شرح مو‌‌‌به‌‌‌موی یک شرایط اجتماعی خاص در یک زمان یا مکان خاص دیگر صادق نیست. نیاز به صحبت‌‌‌کردن از کارکرد، از هنجارهای اجتماعی – از هر چیزی که فراتر از طبیعت خود فرم معماری باشد – از بین رفته است. همان‌‌‌طور که ویکتور هوگو32 بسیار پیش‌‌‌تر در دهه‌‌‌ی 1830 متوجه شده بود، برقراری ارتباطات از مجرای نوشته‌‌‌های چاپی و اخیراً از مجرای رسانه‌‌‌های جمعی سبب شده معماری از ایفای نقش «کتاب اجتماعی33» رها شود و به حوزه‌‌‌ی تخصصی خودش بپردازد.

قطعاً این بدان معنی نیست که معماری در این منطق دیگر مجری هیچ کارکردی نیست و دیگر به جز هوس‌‌‌های یک طراح معتقد به «هنر برای هنر34» هیچ نیازی را برآورده35 نمی‌‌‌کند، بلکه صرفاً به این معنی است که دیگر تناسب فرم و عملکرد الزاماً جزو شروط اصلی آفریدن ابژه‌‌‌ها و محیط‌‌‌ها نیست. اینجاست که درنظرگرفتن شهر به عنوان سایتی برای تشخیص تیپ‌‌‌بندی معماری ضروری ‌می‌شود. در تجربه‌‌‌ی تجمیعی شهر، فضاهای عمومی و فرم‌‌‌های نهادی36 آن، می‌توان نوعی از تیپ‌‌‌بندی را دریافت که با خوانش یک‌به‌یک کارکردها مخالف است، ولی در عین حال، حامی سطح دیگری از ارتباط با یک سنت پیوسته‌‌‌ی زندگی شهری است. وجه تمایز این هستی‌‌‌شناسی جدید، فراتر از وجه اختصاصاً فرمی آن، این است که شهر، برخلاف ستون تکی یا کلبه-خانه یا ماشین سودمند، در ذات خود همواره سیاسی بوده و هست. بنابراین، قطعه‌‌‌قطعه‌‌‌کردن و کمپوزیسیون مجدد فرم‌‌‌های فضایی و نهادی37 آن هرگز از مفاهیم ضمنی سیاسی آن جداشدنی نیست.


Figure 5. Leon Krier, 1976. A City within a City, Leon Krier’s New Quartier de la Villette. Reproduced from AD/3/77.
وقتی یک مجموعه از فرم‌‌‌های تیپیکال از گذشته‌‌‌ی یک شهر انتخاب شوند، هر چقدر هم مثله‌‌‌شده باشند، عاری از معانی سیاسی و اجتماعی اولیه‌‌‌ی خود ظاهر نمی‌‌‌شوند. معنای اولیه‌‌‌ی فرم و مفاهیم ضمنی که با گذر زمان و تجربه‌‌‌ی انسانی روی هم انباشته شده‌اند را نمی‌توان به‌‌‌سادگی کنار زد؛ و قطعاً هدف عقلگرایان هم این نیست که این‌‌‌گونه تاثیر همه‌‌‌چیز را از روی تیپ‌‌‌های‌‌‌شان پاک کنند. برعکس، چه‌‌‌بسا معانی‌‌‌ای که این تیپ‌‌‌ها در خود حمل می‌‌‌کنند کلیدی باشند برای معانی‌‌‌ای که به تازگی در آن‌ها گنجانده ‌می‌شود. تکنیک یا شاید بهتر است بگوییم روش بنیادی کمپوزیسیونی که عقلگرایان مطرح کردند ایجاد تغییر و تحول – جزئی یا کلی – در تیپ‌‌‌های برگزیده و تبدیل‌‌‌کردن آن‌ها به موجودیت‌‌‌های کاملاً جدیدی است که قدرت ارتباطی و نیروی انتقادی بالقوه‌‌‌ی خود را از درک این تغییر و تحول به دست می‌‌‌آورند. برای مثال، از پروژه‌‌‌ی ساختمان شهرداری38 در تریست39 اثر آلدو روسی40 به درستی برداشت ‌می‌شود که علاوه‌‌‌بر تداعی‌‌‌های دیگری که در فرم پیچیده‌‌‌اش هست، به انگاره‌‌‌ای از یک زندان اواخر قرن هجدهمی دلالت دارد. همانطور که [جیووانی باتیستا] پیرانسی41 نشان داد، در دوره‌‌‌ی زمانی شکل‌‌‌گیری اولیه‌‌‌ی این تیپ، هنگام تماشای زندان انگاره‌‌‌ی نیرومند و فراگیری از بحران خود جامعه را می‌‌‌شد دید، ایستادن بر سر دوراهی اعتقادات مذهبیِ رو به زوال و یک‌‌‌نوع عقل‌‌‌گرایی ماتریالیستی42. حال، روسی با انتساب حال و هوای زندان به ساختمان شهرداری (که خود در قرن نوزدهم یک تیپ مشخص بود) سطح جدیدی از دلالت دست می‌‌‌یابد که آشکارا به شرایط مبهم حاکمیت مدنی اشاره دارد. در فرمول‌‌‌بندی، این دو تیپ در هم ادغام نشده‌‌‌اند: درواقع، ساختمان شهرداری با دالانی باز جایگزین شده است که در تناقض با زندان قرار می‌‌‌گیرد. دیالکتیک43 بین این دو به وضوح حکایتی تمثیلی است: جامعه‌‌‌ای که متوجه این اشاره به زندان ‌می‌شود هنوز به این یادآوری احتیاج دارد، درحالی که درست در نقطه‌‌‌ای که این انگاره به کلی معنی خود را از دست بدهد، جامعه یا کلاً تبدیل به یک زندان خواهد شد یا شاید هم نقطه‌‌‌ی مقابل آن. این تضاد استعاری که در این مثال به کار گرفته شده است در بسیاری از طرح‌‌‌واره‌‌‌های روسی و کل آثار عقلگرایان مشهود است؛ نه فقط در فرم نهادهای مدنی44 بلکه حتی در فضاهای شهری.

Figure 6. Rossi, Aldo, 1974. Project for the competition for the Palacio de las Oficinas de la Región, Trieste. Fondazione Aldo Rossi.

این نوع جدید تیپ‌‌‌بندی صراحتاً منتقد جنبش مدرن است؛ این تیپ‌‌‌بندی از وضوح شهر قرن هجدهمی برای نکوهش چندپارگی، تمرکززدایی و تجزیه‌‌‌ی فرمی حاصل از تکنیک‌‌‌های زون‌‌‌بندی45 و پیشرفت‌‌‌های تکنولوژیک دهه‌‌‌ی 1920 در زندگی شهری معاصر استفاده می‌‌‌کند. در حالی که جنبش مدرن محله‌‌‌های بسته، تنگ و ناسالم شهرهای صنعتی قدیمی را به چشم جهنم می‌‌‌دید و دریایی غیرمنقطع از فضای آفتاب‌‌‌گیر‌‌‌ روشن و پر از گیاهان سبز را بهشت روی زمین46 – شهری که به باغ تبدیل ‌می‌شود – می‌‌‌دانست، تیپ‌‌‌بندی جدید از موضع منتقد شهرسازی مدرن بافتِ پیوسته و مرزبندی آشکار فضای عمومی و خصوصی با دیوارهای خیابان و میدان را تا سطح اصول [شهرسازی] بالا می‌‌‌برد. ساختمان‌‌‌های تک‌‌‌افتاده در میان پارک‌‌‌های تفکیک‌‌‌نشده کابوس این تیپ‌‌‌بندی جدید است. بنابراین قهرمانان این تیپ‌‌‌بندی جدید را نه می‌توان در بین آرمانشهرگرایانِ47 ضدشهر دچار نوستالژی پیدا کرد و نه در بین منتقدان پیشرفت صنعتی و تکنیکی دهه‌‌‌ی 1920، بلکه آن‌ها در میان کسانی‌‌‌ هستند که در نقش خادمان رسمی و حرفه‌‌‌ای زندگی شهری، در قالب نوعی تیپ‌‌‌بندی پیوسته از المان‌‌‌هایی که در کنار هم با بافت قدیمی [شهر] و مداخلات کنونی [در شهر] هم‌‌‌ساز می‌‌‌شوند تا یک تجربه‌‌‌ی درک‌‌‌پذیر شهری بسازند، مهارت‌‌‌های خاص خودشان را برای حل مسائل خیابان‌‌‌ها، گذرگاه‌‌‌ها، کوچه‌‌‌ها و میدان‌‌‌ها، پارک‌‌‌ها و خانه‌‌‌ها، نهادهای مدنی و تجهیزات [شهری] به کار می‌‌‌برند.

از نظر این تیپ‌‌‌بندی نه هیچ مجموعه‌‌‌ قوانین روشنی برای تغییروتحولات و هدف آن‌ها وجود دارد، نه هیچ مجموعه‌‌‌ی بحث‌برانگیزی از اسلاف تاریخی معین. نباید هم وجود داشته باشد؛ تداوم حیات و سرزندگی این شیوه‌‌‌ی معماری بر تعامل ذاتی آن با نیازهای دقیق زمان حال متکی است، نه بر هیچ‌‌‌گونه اسطوره‌‌‌سازی کلی‌‌‌گویانه‌‌‌ای از گذشته. این شیوه در احضار تاریخی از هرنوع «نوستالژی48» اجتناب می‌‌‌کند، مگر اینکه به بازسازی‌‌‌هایش دقت بیشتری بدهد؛ همه‌‌‌ی توصیفات یکپارچه از معنای اجتماعی فرم را رد می‌‌‌کند و کیفیت ظاهرفریب هرگونه نسبت‌‌‌دادن منفرد نظم اجتماعی به نظم معمارانه را به رسمیت می‌‌‌شناسد؛ سرانجام، همه‌‌‌ی انواع التقاط‌گرایی49 را رد می‌‌‌کند و «نقل قول»هایش را از خلال نوعی زیبایی‌شناسی مدرنیستی قاطعانه فیلتر می‌‌‌کند. بدین معنا، این یک جنبش کاملاً مدرن است و جنبشی است که، بر خلاف نگرش‌‌‌های بیش‌ازپیش خصوصی‌ فردگرایان50 رمانتیک در دهه‌‌‌ی گذشته، به ماهیت اساساً عمومیِ کل معماری اعتقاد دارد. در این مسیر، دوباره ادعا می‌‌‌کند که شهر و تیپ‌‌‌بندی تنها مبانی ممکن برای احیای نقش انتقادی معماری‌‌‌اند؛ زیرا در غیر این صورت، چرخه‌‌‌ی ظاهراً بی پایان تولید و مصرف معماری را به قتل خواهد رساند.


Figure 6. Rossi, Aldo, 1974. Project for the competition for the Palacio de las Oficinas de la Región, Trieste. Fondazione Aldo Rossi.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *