فضای شهری
urban space , Rob Kerier , Foreword by Colin Rowe, Wiley-Academy ,1979

۱. متن خلاصه‌ای است از
urban space , Rob Kerier , Foreword by Colin Rowe, Wiley-Academy ,1979
تمامی تصاویر نیز از این منبع‌اند.

 

 

تایپ برای تایپ

راب کریر

ترجمه و تلخیص: مهسا عرب

urban space , Rob Kerier , Foreword by Colin Rowe, Wiley-Academy ,1979

مینوتور، هیولای افسانه‌ای در اسطوره‌های یونانی با سر و دم گاو نر و بدن مرد بوده که در مرکز هزارتوی کرت می‌زیسته؛ عمارتی که دایدالوس و پسرش ایکاروس به‌فرمان پادشاه کرت، مینوس طراحی کردند. به جرم افشای راز هزارتو و کشته شدن مینوتور، ایکاروس و پدرش در میانه‌ی هزارتو زندانی شدند. ایکاروس به مدد بالهای مومی ساخت پدرش از هزارتو گریخت. پدرش او را از نزدیک شدن به خورشید و بلندپروازی منع کرده‌بود. اما ایکاروس از پدرش نافرمانی کرد و به آسمان اوج گرفت. به همین سبب موم بال‌هایش ذوب شد و از آسمان به دریا افتاد و غرق شد.


The Minotaur, tondo of an Attic bilingual kylix.

(نقشه‌ی شهر اریحا همچون هزارتو، برگی از تورات فَرحی، میانه‌ی قرن چهاردهم میلادی)

راب کریر از دریچه‌ی نگاه تاریخی و آنچه در اسطوره‌ی ایکاروس در رد اتکای کامل به عقل مدرن مطرح ‌می‌شود به عملکرد مدرنیسم در فضای شهری دوره خودش انتقاد کرده و بلندپروازی‌های آن را همان علت سقوط شهرهای مدرن می‌داند. او فضای شهری سنتی را فیگوراتیو و فضای شهر مدرن حاوی ویدهای با انتهایی باز و تعریف نشده می‌داند. و با دیدگاهی که تا حدی نئو آنتیک است، اعتقاد به بهره گرفتن از میراث تایپ‌های فضایی شهری معماری گذشته دارد و به نوعی رهایی را در این امر می‌یابد. او با فاصله‌ای نسبی با نگاه پلانی و پرسپکتیو پرنده رویکردی برای برنامه ریزان تهیه می‌کند و دید کاربر را از معادلات محذوف می‌نگارد. او رویکردی پلانی و با پرسپکتیو پرنده فضاهای شهری را بررسی کرده تا برای برنامه‌ریزان مرجعی را ارائه کند. و فضاهای شهری را زیل سه شکل اصلی مربع دایره و مثلث طبقه بندی می‌کند. کار او همزمان با آلدو روسی می‌باشد که با احجام اولیه _که از همین سه شکل اصلی نشات می‌گیرند_ در تلاش است تا ارتباط از میان رفته میان شهر و معماری را احیا کند.

اگر بخواهیم به مفهوم فضای شهری بدون تحمیل معیارهای زیبایی‌شناختی بپردازیم، ناچاریم تمام تایپ‌های فضایی میان ساختمان‌ها در شهرها و سایر نقاط را به عنوان فضای شهری شناسایی کنیم. و تنها خوانش ویژگی‌های هندسی و زیبایی‌شناختی این فضای شهری _که با نماهای مختلف محصور شده است_ به ما اجازه می‌دهد تا فضای خارجی را آگاهانه به عنوان یک فضای شهری درک کنیم. دوگانه‌ی فضای داخلی_خارجی در این مقوله مطرح می‌باشد، زیرا هر دو نه تنها از نظر عملکرد بلکه در شکل نیز از قوانین مشابهی پیروی می‌کنند. فضای داخلی، محافظت شده از آب و هوا و محیط، نماد حقیقی حریم خصوصی است؛ فضای خارجی با مناطق عمومی، نیمه عمومی و خصوصی به عنوان فضای باز و بدون مانع برای حرکت در هوای آزاد، در نظر گرفته ‌می‌شود.

کانسپت اصلی موجود در ویژگی زیبایی‌شناسانه شهری که در ادامه شرح داده شده، قاعدتا باید بر حسب تایپ طبقه‌بندی شود. این فرآیند، تلاشی برای ترسیم مرز روشنی میان عوامل دقیق زیبایی شناختی و عوامل ادراکی و آشفتگی‌های آن می‌باشد.
در تدوين تایپولوژی فضاي شهری، فرم‌های فضايی و مشتقات آن‌ها را مي‌توان بر اساس هندسه به سه گروه اصلي تقسيم كرد. الگوی پلان زمین آن‌ها از گروه‌های مربع، دایره یا مثلث سرچشمه می‌گیرند. بدون‌شک مقیاس یک فضای شهری با کیفیت‌های هندسی آن نیز مرتبط است. اما در این تایپولوژی تنها به صورت گذرا می‌توان به مقیاس پرداخت.

تایپ‌های فضایی و نحوه ادغام آن‌ها
طبقه‌بندی مورفولوژیکی فضاهای شهری را می‌توان مختصر شرح زیر بیان کرد. سه شکل اصلی (مربع، دایره و مثلث) تحت تأثیر عواملی چون؛ زاویه‌گیری، تقسیم بندی، اضافه شدن، ادغام همپوشانی یا ادغام عناصر؛ و اعوجاج تنظیم می‌شوند. این عوامل تنظیم‌کننده می‌توانند نتایج منظم یا نامنظم هندسی را در تمامی تایپ‌های فضایی ایجاد کنند. همچنین، شمار کثیری از بخش‌های بالقوه ساختمانی در تمامی مراحل این مدولاسیون، بر کیفیت فضا تأثیر می‌گذارد. تمامی دسته‌ها ذاتا بر این فرم‌های فضایی قابل اعمال‌اند. همچنین تلاش شده تا تأثیر تایپ‌های فضایی منفرد در حد امکان واقعی‌تر روشن گردد، تا این تایپولوژی در عمل برای برنامه‌ریز آسان‌تر قابل دسترسی و استفاده گردد.

مجموعه‌ای از فرم‌های فضایی که با توجه به ویژگی‌های هندسی شکل‌های اصلی طبقه‌بندی می‌شوند؛ شامل میدان با پلان راست‌گوشه، میدان با ساختمان‌های مرکزی، میدان‌های باز با ساختمان‌های تعریف‌کننده، میدان‌های دایره‌ای و میدان مثلثی و… می‌باشد.که بیان‌کننده‌ی تایپ‌های غنی فضای شهری میراث شهرسازی گذشته است، تا برنامه‌ریزان و شهرسازان به مدد آن بتوانند به پروژه‌های خود شکل دهند.
یک دیدگاه ساده‌لوحانه رایج در میان مورخان هنر و عموم مردم وجود دارد که معماری نامنظم یا ارگانیک زیباتر از گروه ساختمان‌های شهری است که به طور همزمان طراحی شده‌اند. ولی در حقیقت فرم فضایی شهری واضح و هندسی نیاز به معماری با ظرافت و کیفیت بالا دارد. و هر گونه خطای معماری را بلافاصله آشکار کرده و به شمای کلی آسیب می‌رساند. در فرم‌های نامنظم تنوع ویژگی اصلی است و جزئیات معماری معیوب چندان آشکار نمی‌شود. و محبوبیت زیاد میدان‌های قرون وسطایی بیشتر ریشه در واقعیت این امر دارد که اولاً، آنها میدان‌هایی هستند که هیچ شهر مدرنی نمی‌تواند آن را تقلید کند، و دوم اینکه با معماری زیبا احاطه شده‌اند، که عصر ما در این زمینه نمی‌تواند با گذشته رقابت کند.

مدولاسیون یک تایپ فضایی مشخص
دیاگرام ترسیم شده زیر مدولاسیون انواع فضاهای شهری را تصویر می‌کند. که شامل : 1. عنصر بنیادی. 2. تعدیل عنصر بنیادی با بزرگ‌شدن یا کاهش زوایای موجود در آن، در حالی که ابعاد خارجی ثابت بماند. 3. زوایا ثابت می‌ماند و طول دو ضلع به یک نسبت تغییر می‌کند: 4. ابعاد و زوایای خارجی خودانگیخته تغییر می‌کنند. همچنین، دیاگرام شامل مراحل فضای زاویه‌مند که متشکل از دو بخش عنصر بنیادی با دو ضلع موازی خم شده می‌باشد.و در مرحله بعد بخشی از عنصر بنیادی را نشان می‌دهد.که در ادامه عنصر بنیادی نیز افزوده شده و در نهایت عناصر بنیادی با هم همپوشانی یا ادغام می‌شوند.
اشکال فضایی که تحت عنوان «اعوجاج» وجود دارند تعریف آن‌ها دشوار یا غیرممکن است. این دسته به منظور شامل شدن آن رده از اشکال در نظر گرفته می‌شود که به سختی می‌توان در مدل هندسی اصلیشان را یافت. این اشکال همچنین ممکن است به عنوان تایپ‌هایی زاده شده از هرج و مرج توصیف شوند. در اینجا ممکن است ارتفاع ساختمان‌ها به حدی مخدوش یا پنهان شود که دیگر نتوان آن‌ها را به طور واضح مرزبندی کرد. حتی ابعاد یک فضا نیز می‌تواند تاثیر مخربی داشته باشد. تا جایی که دیگر هیچگونه ارتباطی با نسخه اصلی نداشته باشد. ستونی با عنوان «اعوجاج» در این دیاگرام بیان نشده است، زیرا این اشکال را نمی‌توان به صورت نموداری بیان کرد.

تمامی تایپ‌های فضایی مورد بررسی را می‌توان بر اساس تایپ‌ تقاطع‌های خیابانی در این نمودار طبقه‌بندی کرد. به عنوان مثال در اینجا مجموعه‌ای از جایگشت‌ها برای حداکثر چهار تقاطع در چهار نقطه ممکن ورودی داریم. این نمودار را تنها باید به عنوان نشانه‌ای از دامنه نسبتا نامحدود جایگشت‌های احتمالی این تایپ‌های فضایی دانست. تلاش برای نمایش مبسوط در اینجا با هدف ایجاد شمای کلی تایپولوژیک در تضاد است. ستون‌های عمودی در این نمودار چهار روش ممکن تقاطع خیابان یا خیابان‌ها را با فضای شهری که شامل _در مرکز با زاویه عمود به یک سمت_خارج از مرکز و در زوایای عمود به یک سمت_برخورد با گوشه در زوایای عمود و مایل در هر زاویه و در هر نقطه ورود شده نشان می‌دهد.

اگر بخواهیم نگاهی تاریخی به مساله داشته باشیم با بررسی نظام‌های مستقل خیابان و میدان در دوره امپراطوری روم درمی‌یابیم که فروم‌ها همیشه در مجاورت خیابان‌ها قرار داشتند؛ اما در واقع خیابان‌ها هرگز از میان آنها عبور نمی‌کردند. حتی در نقاط مشهود، تقاطع با عناصر معماری متمایز مشخص می‌شد. و ساختمان رواقی عاریتی از یونانیان در توسعه متداول معماری شهری رومی، نقش مهمی را ایفا می‌کرده است. آگورا یونانی در ابتدا، توسط یک یا چند ردیف ستون احاطه شده‌بود. به عنوان مثال، در آسوس و در آتن، دو ردیف ستون مستقیم وجود داشت. از سوی دیگر، گاهی اوقات یک ردیف ستون مستقیم و یک ردیف ستون U شکل در مقابل یکدیگر می‌توان یافت.
آگورا در مگنزیا در ماندر در یک مکان مستطیل شکل محصور بود ، اما از هر طرف توسط یک جفت ردیف ستون احاطه شده بود. که از آن به عنوان بازار استفاده می‌شد. دو ژیمناسیوم در پرین فضاهای باز مربع شکلی بودند که دور تا دور توسط یک ردیف ستون محصور شده بودند. رومی‌ها این تایپ‌های فضایی و معماری را پذیرا شده و تا حد اعلی توسعه دادند. . تقریبا در تمامی شهر های رومی ردیف ستون‌ها را می توان یافت که خیابان طاقدار بیرون از آن رشد کرد. باسیلیکا مرحله بعدی توسعه فضایی بود. این تایپ فضایی در قسمتی از خیابان طاقدار، سرپوشیده و محصور است.
حال اگر گریزی به شهرهای مدرن و آنچه که جنبش‌های مدرن به به فضای شهری میراث گذشته تحمیل کرده است بزنیم؛ می‌بینیم که می‌توان ادعا کرد فضای شهری مدرن دقیقا در میانه‌ی دو تراس یکسان ایجاد ‌می‌شود. درست است که این فضای تکه‌تکه را می‌توان از جهاتی در مقوله زیبایی شناختی نیز طبقه‌بندی کرد. اما این موضوع تنها به عنوان بخش یا جز امکان پذیر است. و تعدد این اجزا منجر به نظام‌های شناختی ناکامل فضایی می‌شوند؛ که شامل کمبود در هر دو بخش تفاوت‌های کیفی و تداوم شده که برای جهت‌دهی شهری حیاتی ست.

آرایش فضایی سنتی شهرها
اگر با فاصله و از جهاتی ساده شده به تداوم فضایی یک ساختار شهری سنتی منسجم از راه دور نگاه کنیم، می‌توان آنرا با موانعی که جابه جایی پیاده را تغییر می‌دهد درک کرد. و باید با کاستی‌های نظام جهت‌گیری در صورت وجود خلل در موانع کنار بیاییم.

شهر مدرن
با تعمیم استعاری به وضعیت امروزی ما، می‌توان گفت که از منظر فضایی شهرهای مدرن ما از بخش‌های متروکه از موانع منزوی تشکیل شده‌اند که در هر طرف با هر جریانی از فعالیت‌های ممکن ضربه خورده و هیچ حاشیه‌ای برای فعالیت یا جهت‌دهی معنادار در آن باقی نمانده است، این موضوع در تضاد با معماری شهری است که توسط سیته تعریف شده است و چیزی بیش از ملغمه‌ای از ساختمان‌ها نیست.
فرسایش فضای شهری فرآیندی مداوم است که در پنجاه سال گذشته در پوشش «پیشرفت تکنولوژیک در خدمت یک جامعه دموکراتیک» با ما بوده است.
در ادامه راب کریر الگوهایی را برای توسعه فضای شهری اشتوتگارت ارائه می‌دهد که در آن سازه‌ای به عنوان جایگزینی برای پراکندگی بی‌شکل شهرها طراحی می‌کند، که امکان تمرکز شهری در مجاورت جاده‌ها و راه‌آهن‌های کارآمد و همچنین روش‌های حمل‌ونقل پرسرعت آینده را ارائه می‌کند. و از ویژگی‌های این طرح پیشنهادی ایجاد یک سیستم منسجم اما متنوع از فضای شهری، حفظ مقیاس انسانی در ارتفاع ساختمان‌ها و پیوستگی فضایی، اجازه به عناصر فردی با اهمیت خاص برای قطع مقیاس و ترسیم محدوده تردد و عابر پیاده در سطوح مختلف می‌باشد.
آنچه راب کریر سعی دارد به آن دست یابد برگرداندن معماری به جایگاه واقعی‌اش با ارائه و دسته‌بندی تایپ‌های غنی فضای‌شهری گذشته که به میراث مانده‌اند؛ می‌باشد. پیش از آن که هر عامل دیگری این خود معماران هستند که در برابر آنچه از معماری در شهر باقی می‌ماند مسئول‌اند و او انگشت اتهام را به جای کارفرما و سازنده به سمت متخصصین نشانه می‌گیرد. او اطلسی از ترسیمات و تصاویر را گردآوری کرده و فضاهای شهری را زیل سه شکل اصلی مربع دایره و مثلث دسته‌بندی می‌کند. همچنین نسبت میان خیابان با فضای شهری را در نموداری از حیث نحوه‌ی برخورد یا عبور خیابان از فضای شهری نشان می‌دهد. او دوگانه‌ای میان فضای بیرون و درون، خصوصی و عمومی، بسته و باز مطرح کرده و نشان می‌دهد که چگونه در آگورا و فروم فضای باز تعریف شده و با ردیف ستون‌ها به عنوان فضایی حائل به فضای بسته متصل ‌می‌شود. او فضای مدرن را فاقد پتاسیل‌هایی برای درک و شمای کلی از شهر دانسته و آن را به شمار نمی‌آورد.

بررسی‌های راب کریر شامل سه وضعیت در فضاهای شهری ‌می‌شود: شکل و هندسه (که شامل اشکال مربع دایره و مثلث) می‌باشد، ورودی‌ها ( نحوه قرارگیری ورودی‌ها در نسبت با فضای‌شهری) و جداره‌سازی‌ها (شامل اتصال فضای باز شهری به ساختمان‌های اطراف آن با فضای بسته و نسبت آن با خیابان و گذرگاه) می‌باشد.
در انتها می‌توانیم بر اساس متد راب کریر برای بیان کمی کیفیت آشفته‌ای که در فضاهای شهری تجربه می‌کنیم خوانشی مقایسه‌ای از میدان توپخانه اولیه و کنونی تهران داشته باشیم. و با خوانش کالبدی وضعیت پیشین و وضعیت کنونی، وضعیت جدیدی را متصور باشیم.
در میدان قدیم، هندسه خالص مستطیل شکل در پلان مشاهده می‌گردد. این هندسه خالص با جداره سازی ساختمان‌هایی رو به میدان _ بر خلاف اغلب میدان‌های رایج پیش از خود و همچنین وجود کنج در جداره میدان و سردر در قسمت تقاطع با خیابان انسجام خود را حفظ کرده است. خیابان‌های منتهی به میدان توپخانه به این صورت بوده که دو گذرگاه اصلی موازی با ضلع کوچکتر میدان و گذرگاه‌های فرعی عمود بر طول میدان با اختلافی متناظر قرار گرفته و میدان را از میان قطع نمی‌کنند. نحوه‌ی قرارگیری خیابان‌ها بر حفظ جداره و بسته بودن میدان تاثیر به‌سزایی داشتند.
در میدان جدید، ابعاد میدان به واسطه ایجاد محوطه برای ساختمان‌های مشرف به آن کوچکتر شده‌، همچنین محصوریت و انسجام میدان به واسطه اختلاف جنس و ارتفاع ساختمان‌های مشرف به آن و خیابان‌بندی جدید از بین رفته‌است. و رد شکل مستطیلی سابق را به سختی می‌توان دنبال کرد. در واقع از فضای میدان پیشین، تنها المانی با هندسه‌ی مستطیلی و نیم‌دایره در عرض، باقی مانده است و بیش از اینکه فضا باشد کارکردی ترافیکی پیدا کرده است. امتداد خیابان‌های عمود بر میدان نیز به واسطه کوچکتر شدن میدان و جانمایی متفاوت، از آکس میانی عبور می‌کند و در عمل سیرکولاسیون ماشین تمام فضا را پر می‌کند.
از حیث فضای حائل نیز در میدان پیشین ردیف طاق‌ها، در جداره ساختمان شهرداری و جداره‌های جنبی میدان فضایی نیمه‌باز را به وجود می‌آورند. که در وضع موجود به علت عقب رفتگی ساختمان‌ها و بیگانگی آنها با خط فرضی میدان و اولویت سیرکولاسیون ماشین، کنج‌های محصورکننده از بین رفته و جای خود را پخ‌های ترافیکی داده است. آنچه به عنوان راه‌حل مطرح شده است بازآفرینی وضعیت یک‌به‌یک از ساختمان پیشین شهرداری است. ولی آیا این در نهایت به انسجام جداره کمک خواهد کرد؟
این یک تلاش برای بیان این پرسش است که چگونه می‌توان بدون ایده‌آل‌گرایی تصور گذشته آرمانی و تلاش برای بازآفرینی یا از نقطه نظری دیگر تکرار آن می‌توانیم همین فضاهای شهری موجود را از گذرگاهی متفاوتی از دوگانه سنت و مدرنیته بررسی کرده و با یک دیدگاه آلترناتیو به موضوع نگاه کنیم؟


میدان توپخانه قدیم، همپوشانی میدان جدید و قدیم توپخانه

همپوشانی میدان جدید و قدیم توپخانه

میدان توپخانه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *