

۱. این بخش خلاصهای از فصل پنجم کتاب طراحی و آنالیز است که به رابطه تیپبندی (تیپولوژی) با طراحی پرداخته است.
Leupen, Bernard, Christoph Grafe, Nicola Körnig, Marc Lampe, and Peter de Zeeuw. Design and Analysis. 1st ed. Wiley, 1997, 132–150.
تایپ برای تایپ

۱-معرفی
دانشها برای حیات به کلمات نیاز دارند، زبانی که به وسیله آن به حیات خود ادامه دهد. بدون این زبان، ارتباط و توسعه علمی در آن حوزه غیرممکن است. بنابراین، تعریف و طبقهبندی مفاهیم برای ساختاردهی دانش و ارائه بینش در مورد یک رشته ضروری است. بسته به هدف، روشهای گوناگونی برای طبقهبندی معماری و طراحی شهری وجود دارد. مشاوران املاک از تقسیمبندیهای مربوط به بازار مسکن استفاده میکنند، در حالی که طراحان اغلب اساس طبقهبندیهای خود را بر ویژگیهای فضایی و فرمی قرار میدهند. این شکل از طبقهبندی معمولاً مفاهیم تایپ و تایپولوژی را شامل میشود.
در طراحی، علاوه بر برقراری ارتباط، دو دلیل مهم برای استفاده از تایپولوژی وجود دارد: یکی تحلیل و بررسی محصول موجود و دیگری کمک به فرآیند طراحی. هر دو مورد با فرم مرتبطاند، اما عدم درک تفاوت میان آنها ممکن است باعث سوءتفاهم شود.
تایپولوژی تحلیلی به محققان امکان میدهد عناصر مختلف یک ساختمان یا شهر را نامگذاری کرده و چیدمان آنها را توصیف کنند. از سوی دیگر، طراحان نیازمند تایپولوژی زاینده هستند که به آنها کمک میکند تصمیمات طراحی خود را بر اساس آن پایهگذاری کنند. به گفته فیلیپ پانرایی، تایپولوژی زاینده میتواند بهعنوان سیستمی برای انتخابهای طراحی جدید استفاده شود؛ یک تایپ میتواند ذخیره، منتقل و در جای دیگری مورد استفاده قرار گیرد و بهعنوان حامل تجربیات یا راهحلهای طراحی استاندارد تعریف شود. طراحان بر اساس تجربه و مطالعات خود به تایپولوژی زاینده نگاه میکنند و به شکلهای مختلف طبقهبندی، کمتر از اصول آن اهمیت میدهند.
۲-تایپولوژی و طراحی
با توجه به بررسی تاریخی مقالات حوزه تایپولوژی، در این بخش رابطهی بین مفهوم «تایپ» و طراحی را بررسی میکنیم. در کتاب «تحلیل و طراحی»، مهمترین سوال این است که طراحان چگونه میتوانند دانش خود از نمونهها را به شکلی کاربردی مورد استفاده قرار دهند. بدین منظور، با استفاده از رویکرد آرگان به عنوان رویکرد پایه، نگاه دقیقتری به سه جنبه از رابطهی طراحی و تایپولوژی خواهیم داشت و برای روشن شدن این جنبهها و شیوهی ارتباط آنها از سه تحلیل در طراحی کمک خواهیم گرفت.
۲-۱- کانسپت و تایپ
جنبه اول به سطوح مختلف انتزاع در هر مرحله از فرآیند طراحی مربوط میشود. فرآیند طراحی را میتوان به عنوان یک فرآیند چرخهای در نظر گرفت که با انتخابهایی که طراحان در طول کار خود انجام میدهند، عمق بیشتری پیدا میکند. این فرآیند، که از ایده اولیه تا شکل نهایی گسترش مییابد، در نوشتههای آرگان به دو بخش «لحظه تایپولوژی» و «لحظه اختراع فرم» تقسیم شدهاست.
حتی اگر در تئوری، ایدههای اولیه، تایپ و طراحی در تضاد با هم قرار گیرند، در عمل یک پیوستگی بین آنها وجود دارد. این سه مفهوم با هم یک مقیاس را ترسیم میکنند: انتزاع (ایده)، شماتیک و سادهشده (تایپ) و در نهایت شکل صلب (طراحی).
این تفاوت در میزان انتزاع، در فرآیند طراحی بر اساس تایپولوژیها بسیار مهم است؛ زیرا سطح انتزاع ابزاری برای اندازهگیری میزان آزادی عمل در اتخاذ تصمیمات بعدی طراحی فراهم میکند. در ابتدا، طرح یک ساختمان که بهصورت مجزا در یک زمینه قرار گرفته، میتواند تا جایی که امکانات بیشتری را برای توسعه در آینده فراهم میکند، کلی باشد. ولی وقتی نوع ساختمان مشخص شد، مثلاً در یک نمودار تایپولوژیکی به شکل پره قرار گرفت، هنوز برخی تغییرات ممکن است، اما انتخابها محدودتر خواهند بود. در نهایت، زمانی که شکل نهایی انتخاب شود، طراحی ویژگیهای خاص خود را بهوضوح نشان خواهد داد.
۲-۲- سطوح تایپولوژیکال
جنبه دوم در طراحی با استفاده از تایپولوژیها، به رابطه میان تصمیمات طراحی و سطوح تایپولوژیکی مربوط میشود. هر سطح تایپولوژیکی میتواند بهعنوان مقیاسی برای برنامهریزی در نظر گرفته شود که در آن تصمیمات طراحی به صورت مجموعهای هماهنگ از انتخابها شکل میگیرد. تعداد این سطوح، بسته به پیچیدگی موضوع و روش طراح، متفاوت است. به عنوان مثال، آرگان سه سطح را در یک ساختمان معرفی میکند: پیکربندی کلی، عناصر اصلی ساختاری، و عناصر تزئینی.
در موارد پیچیدهتر، مانند یک ساختمان آپارتمانی بزرگ، این سطوح کافی نیستند. ممکن است پنج سطح تایپولوژیکی تعریف شود:
پیکربندی بلوکها و فضاهای شهری، ساختمان آپارتمان شامل؛ دسترسی و ترکیب واحدهای مسکونی، سطح واحدهای مسکونی، عناصر اصلی ساختاری و عناصر تزئینی.
همینطور، طراحی شهری نیز میتواند شامل سطوحی مانند ساختمان، بلوکهای شهری، محله، منطقه، و رابطه با شهر باشد. تایپولوژی طرح شهری از مجموع تایپولوژیهای ساختمانها فراتر میرود.
اگر تصمیمات طراحی در یک سطح تایپولوژیکی از یک طرح، وحدتی قوی داشته باشند، تصمیماتی که چندین سطح از این نوع را در بر میگیرند، وحدتی بسیار پیچیدهتر ایجاد میکنند. این ارتباط میان سطوح مختلف طراحی، موضوع جالبی برای بحث است.
برای مثال، یک ساختمان آپارتمانی بزرگ میتواند طوری طراحی شود که واحدهای مسکونی بهعنوان اجزای یک کل دیده شوند یا نما بهگونهای باشد که بر کل ساختمان تأکید کند. میزان استقلال یا وابستگی این سطوح به یکدیگر به عوامل مختلفی مانند کاربری، امکانات فنی، عرف و غیره بستگی دارد و لزوماً به طراحان دامنه انتخاب یکسانی نمیدهد.
۲-۳-پردازش یک تایپ
سومین جنبه از رابطه بین تایپولوژی و طراحی به مسئله کاربرد تایپهای موجود در طراحی جدید مربوط میشود. بر اساس دیدگاه آرگان، این فرآیند شامل دو مرحله است که در عمل با هم ترکیب میشوند.
در مرحله اول، «شکلگیری تایپ»، دیاگرام تایپولوژیک با استفاده از سادهسازی و کاهش پردازش میشود. این پردازش میتواند به شکلگیری تایپ جدیدی منجر شود که در آن تغییراتی مانند چرخش، جابجایی، یا اختلاف سطح ایجاد میشود. اگر این تغییرات به اندازهای باشند که ساختار دیاگرام تغییر کند، تایپ جدیدی به وجود میآید. این مرحله ممکن است چندین بار تکرار شود، به ویژه زمانی که سطوح مختلف تایپولوژیکی بررسی شوند.
در مرحله دوم، «لحظه خلق فرم»، دیاگرام پردازششده با سیستم معماری منتخب طراح هماهنگ میشود و به سبک یا بیان خاصی تبدیل میشود. در این مرحله، طراحی نهایی فرم خود را پیدا کرده و ویژگیهای منحصربهفردی به دست میآورد.
در تحلیلهای زیر، تمرکز بر روی نحوه ارتباط و همپوشانی تایپولوژی و طراحی خواهد بود.
۲-۴- میدان آی جی- پلین
طراحی شهری بخش غربی پروژه آی جی- پلین (IJ-plein) در آمستردام-نورد، توسط دفتر OMA به سرپرستی رم کولهاس، نمونهای از تغییر عمدی یک تیپ موجود به تیپی جدید است. ابتدا، استفاده از برجهای بلند رد شد و به جای آن، طرحی انتخاب شد که دید به آبهای آی جی برای همه ساکنان فراهم شود. این طرح، که بر اساس طراحی برادران لوکهارت برای یک محله در برلین در سال ۱۹۲۷ بود، از دو واحد تکراری شامل یک بلوک بلند و مجموعهای از ویلاهای شهری تشکیل شده بود که فضایی سبز و مشترک ایجاد میکرد.
تحلیل طرحهای اولیه OMA نشان میدهد که چگونه این طرح با تغییراتی در پیکربندی بلوکها و مسیرهای دسترسی منجر به شکلگیری بخش غربی شده است. ابتدا، دیاگرام طرح برلین برای انطباق با سایت پروژه چرخانده شد که منجر به حذف برخی بلوکها شد. سپس، دو مجموعه بلوک از هم جدا شده و ویلاهای شهری به صورت آزاد در مکان خود قرار گرفتند، که منجر به ایجاد یک تیپ جدید شد: یک ردیف ویلاهای شهری در مقابل یک بلوک بلند که به عنوان پسزمینه عمل میکند.
در مرحله بعد، بلوک سمت راست طولانیتر شد و دو ردیف از بلوکهای مستقل به آن اضافه شد تا تاثیر ویلاها در فضای باز بیشتر شود. OMA همچنین نوع دسترسی اصلی را تغییر داد و بهجای یک بلوک باز شهری، دسترسیها را بر اساس جزئیات معماری بخش غربی سازماندهی کرد. به این ترتیب، خیابانها به طور جدیدی بین بلوکها و ویلاها قرار گرفته و ارتباط بین فضاهای عمومی و خصوصی بازتعریف شد.
۲-۵- صومعه لاتورِت
استفاده از یک تایپ موجود همیشه به تغییر کامل آن منجر نمیشود؛ بلکه میتواند به ایجاد تفسیر جدیدی از آن بیانجامد. صومعه لاتورِت، اثر لوکوربوزیه در نزدیکی لیون، نمونهای از این رویکرد است. این صومعه که بین سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۰ در فرانسه ساخته شد، تفسیری مدرن از تایپ سنتی صومعهها است که به طور معمول دور یک حیاط مرکزی شکل میگیرند و فضایی برای عبادت و زندگی روزمره راهبان فراهم میکنند.
تایپ سنتی صومعههای اروپای غربی به قلعههای رومی و بیزانسی باز میگردد و شامل حیاطی است که توسط راهروهای طاقدار احاطه شده است و اطراف آن کلیسا، فضاهای مطالعه، اتاقهای عمومی و خوابگاههای راهبان قرار دارد. لو کوربوزیه این تایپ را بهعنوان الگو انتخاب کرد، اما عنصر اصلی آن، یعنی حیاط دیوارکشی شده با طاقها، را به شکلی ریشهای تغییر داد. در طرح او، ساختمانها بالا برده شدهاند و گذرگاه طاقدار به طبقه سوم منتقل شده است، بهگونهای که کلیسا، جدا از دیگر بخشها و تقریباً همارتفاع با آنها، نقش کمتری در مجموعه پیدا میکند.
۲-۶- تجربههای تایپولوژیکی در فرانکفورت
منطقه رومراشتات در فرانکفورت، نمونهای خوب از طراحی شهری است که در آن سطوح مختلف تایپولوژیکی به وضوح به کار گرفته شدهاند. این منطقه، بخشی از پروژه بزرگ مسکن دره نیدا در دهه ۱۹۲۰ است که فرصتی برای آزمون اهداف عملکردگرایی در مقیاس بزرگ بود. این پروژه، شامل آزمایشهایی در سه سطح برنامهریزی بود: شکل جدیدی از گسترش شهرسازی در سطح شهری، چیدمان فرمها در سطح محله، و انواع مسکن در سطح توسعه ساختمان.
پروژه محله مسکونی جدید فرانکفورت، مانند باغشهر انگلیسی و مدرسه آمستردام، یکی از مراحل مهمِ گذار از شهرهای سنتی قرن نوزدهم به شهرهای مدرن قرن بیستم با چیدمان بلوکهای باز محسوب میشود. رومراشتات، تلاشی برای ترکیب ویژگیهای شهر سنتی با عملکردگرایی در مسکن است که بین جاده اصلی رومراشتات و رودخانه نیدا قرار دارد. خیابانهای مسکونی موازی با رودخانه، با یک جاده دسترسی از هم جدا شدهاند و این ترتیب برای انطباق با محیط اطراف اصلاح شدهاند.
ارنست مِی و تیم طراحی او، با استفاده از اصول معماری مدرن، سعی در ایجاد فضاهای شهری مناسب داشتند، در عین حال نیازهای عملکردی مانند نور، هوا و فضا را برای هر واحد مسکونی در نظر گرفتند. تایپولوژی در این پروژه به سه سطح تقسیم شده-است: در سطح منطقه، تفاوتهای تایپولوژیکی برای ایجاد ترکیبهای متنوع بلوکها بهکار رفته است. طراحان با تغییر چیدمان فرمها، سلسلهمراتب فضایی را مشخص کرده و بین حوزههای عمومی، نیمهعمومی و خصوصی تمایز قائل شدند.
به عنوان مثال، در لبه شمالی، جاده اصلی با بلوکهای بلندتر مشخص شده که پوششی برای منطقه ایجاد میکند. جاده دسترسی با پایین آمدن از شیب تپه، توسط بلوکهای بلندتر برجسته شدهاست و در برخی نقاط، خیابانها با منحنیهای هماهنگ با چشمانداز اطراف خود طراحی شدهاند تا شخصیتی متفاوت به منطقه ببخشند. بلوکهای ساختمانی در نقاط اتصال به جاده چرخیده و بهطور هوشمندانه، حیاطهای مرکزی را مشخص میکنند.
در سطح خانهها، خیابانهای مسکونی نمایی مشابه با ردیفهای باز دارند؛ خانهها یک وجه رو به خیابان عمومی و یک وجه پشتی به باغ خصوصی دارند. واحدهای شمالی، آشپزخانههای خود را در عقب و اتاقی بزرگتر در نمای رو به خورشید دارند، در حالی که در خانههای جنوبی، فضای داخلی به سمت باغ خصوصی متمرکز شدهاند. این تمایز بین واحدهای شمالی و جنوبی، نمایی نامتقارن برای خیابان ایجاد کرده است.
۳. تایپولوژی و معماری منظر
در معماری منظر، بحثی که به خوبی به مسئله تایپولوژی پرداخته باشد، وجود نداشته و فقط در ده سال گذشته کتابهایی در مورد تایپولوژی مرتبط با معماری منظر شروع به پدیدار شدن کردند. در قرنهای هفدهم و هجدهم، قوانینی در مورد مکان، اندازه، شکل و عناصر (سبز) وجود داشت که باغها و حیاطها را شکل میدادند. این سیستم بصری، جزیی از ترکیب معماری- منظر است که شامل یک سری عناصر (آرکه) تایپ است که به طور جداگانه و در کنار هم نمایانگر طبیعت هستند. باغ فرانسوی که در قرن هفدهم ساخته میشد، حاوی تایپهای مختلف شکل کاشت (چمن، چوب) و المانهای آبی (چشمه، آبشار، استخر تزئینی، جویبار) بود. همه این عناصر اندازه، مقیاس، مکان و مواد مشخصی داشتند. در نیمه دوم قرن نوزدهم، در زمان بازسازی بزرگمقیاس پاریس تحت نظر هاوسمان، نیاز به تایپولوژی عناصر سبز متناسب با تولید ایجاد شد. کتابهای به اصطلاح مدل، که حاوی تعداد بیشماری عنصر تعیینکننده طراحی فضای شهری بودند، گردآوری شدند. جیسی آلفاند، معمار-باغبان هاوسمان، در بازه 1967-1873 کتابی منتشر کرد که مدلهای پیادهروها، میدانها، پارکها و مبلمان شهری را فهرستبندی کرد.
۴. تایپولوژی منظر کشاورزی
در تکنیکهای مهندسی کشاورزی، سنتی طولانی در احیا و بهرهبرداری از منظر وجود دارد. این امر به ویژه در هلند صادق است که در آن مدلی از زهکشی وجود دارد که به روش احیای زمینهای کشاورزی در اواخر قرون وسطی باز میگردد. این روش، چیدمانی از نوارهای طولانی و باریک زمین و کانالها را در اواخر قرون وسطی ایجاد کرد. در قرنهای شانزدهم و هفدهم، این طرح رویکردی منطقی پیدا کرد و به یک تایپولوژی احیای زمین با الگوی شبکه مربعی- مستطیلی تبدیل شد. این طرحها به دلیل انتشار تراکتهای مدرسه نقشهبرداری لیدن، پذیرش گستردهای در پروژههای احیای زمین در داخل و خارج هلند پیدا کردند.